تبلیغات
بسم الله الرحمن الرحیم ♥ امر به معروف ،،، نهی از منکر ♥ - تاکتیک مقابله با شوالیه فرهنگی (باربی)
.................. به وبلاگ امر به معروف و نهی از منكر خوش آمدید///شادی ارواح معظم شهدا (خصوصا شهدای امر به معروف) صلوات................حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 
تاکتیک مقابله با شوالیه فرهنگی (باربی)
نویسنده : | تاریخ : 11:47 ق.ظ
نوشت افزار اسلامی ایرانی؛ تاکتیکی بدون استراتژی!/ سبک زندگی ننه قمر در مقابله با باربی!

نوع رفتارها، مبارزه کردن و جنگیدن، مطالبه کردن و زندگی کردن پسر بچه های به قهرمانان خیالی هالیوودی شباهت دارد و سبک زندگی پسران بر اساس تفکر لذت طلبی و راحت طلبی شکل گرفته است.


 هر گاه خبری از ظلم به کودکان به گوش مردم جهان برسد خبرهایی از گرسنگی کودکان، 

کودکان بیمار، کودکان زخمی، کودکان بی پناه، کودکان بی سرپرست، کودکان در جنگ و ...

 مردم و حتی برخی مجامع بین المللی موضع گیری می کنند، ابراز تاسف می کنند محکوم می کنند

 و برخی کمک می کنند... چون همه می ببنند مظلومیت را، بیماری را، زخم را، سختی را، 

همه می بینند و می فهمند تهاجم را، ظلم را، درد را ، محرومیت را، همه می بینند همه.

اما چه کسی خبر دارد ، چه کسی می بیند، چه کسی می فهمد، قتل عام کودکان و نوجوانان

 جهان را طی حداقل 50-60 سال اخیر؟ چه کسانی از ذبح لحظه به لحظه روح کودکان و

 نوجوانان جهان خبر دارد؟ از ذبح حیا ، ذبح گذشت و ایثار ، ذبح ارزش های الهی و اخلاقی.


چند درصد از مردم از خود می پرسند که چرا اسباب بازی ها و شخصیت های مورد

 علاقه دختران ما اندام هایی کاملا زنانه آن هم از نوع تراشیده و محرک جنسی دارند؟ 

چرا عروسک ها و شخصیت های کارتونی که دختران ما با آن ها می کنند، با آن ها بیدار 

می شوند با آن ها بازی می کنند و با آن ها می خوابند این قدر آرایش غلیظ دارند و

 لباس هایشان برهنه است؟ چرا این شخصیت ها همه شان دوست پسر دارند و با آن ها 

می رقصند و آن ها را به شکل خاص و معناداری می بوسند؟ چرا جادو جز لاینفک زندگی

 این شخصیت ها و محور داستان های آنهاست؟ چرا دختران ما به خودنمایی به این شکل 

غیر طبیعی تمایل دارند؟ چرا شخصیت های مورد علاقه و قهرمانان زندگی پسران ما این قدر 

خارق العاده وحشی اند؟ چرا همه جادوگر هستند، چرا همه دوست دختر دارند و رفتارهای

 خاص جنسی با دوست دختران برهنه و آرایش کرده خود دارند؟

توهم های واقعی

شاید برخی فکر کنند این حرف ها یک سری توهمات است یا بگویند این شخصیت ها هیچ کدام از صدا و سیمای ما نشان داده نمی شوند و مجوز فروش ندارند تا به راحتی به فروش برسند شاید فکر کنند گستره تاثیرگذاری این شخصیت ها محدود به خانواده های لاابالی است که تربیت فرزندانشان برایشان مهم نیست شاید حتی فکر کنند صرف وجود چند انیمیشن خشن یا جادویی که رقص و آواز دارند نمی تواند تاثیر چندانی روی شخصیت فرزندان ما داشته باشد اما چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، این تصورات یا توهمات مهم نیستند آن چیزی که مهم است واقعیتی است که در جامعه جاری است و نمی توان به هیچ وجه آن را انکار کرد واقعیتی که می بینیم و نمی بینیم، می بینیم و نادیده می گیریم، می بینیم و انکارش می کنیم اگر واقعاً وضعیت آن طور که گفته شد نیست، پس چرا در اسباب بازی فروشی ها، عروسک های نیمه برهنه و بزک کرده باربی و برتز و امثال آن ها این قدر زیاد است؟

تا به حال به عروسکی که دست دخترانتان هست توجه کرده اید؟ به شباهتی که بین این عروسک ها و دختران خیابانی وجود دارد چه؟

به نوع مطالبات و درخواست های دختر بچه ها و دختران نوجوان، به ذائقه انتخاب لباس و وسائل شخصی آن ها به تصویر روی کیف و دفتر و پرده و کاغذ دیواری و هزاران ملزومات دیگر که ما توجه نکردیم ولی طراحان این شخصیت ها با ظرافت و هنرمندی تمام روی تمام آن ها کار کرده اند چه؟ یعنی واقعاً تا به حال به حال آدمک های اسباب بازی های پسرانه، لباس ها و وسایل جانبی مثل نقاب و شنل بتمن و سوپرمن، لباس مرد عنکبوتی، ساعت بن تن که در اسباب بازی فروشی ها موج می زند را ندیده ایم؟ عکس های روی لوازم التحریر و وسایل مورد نیاز پسران را چه؟

همه این ها به کار، آیا دقت کرده اید که نوع رفتارها، مبارزه کردن و جنگیدن، مطالبه کردن و زندگی کردن پسر بچه های ما چقدر به قهرمانان خیالی هالیوودی شباهت دارد و سبک زندگی پسران ما بر اساس تفکر لذت طلبی و راحت طلبی شکل گرفته است؟ این یعنی خطر، یعنی تهدید، یک تفکر، آرمان و مجموعه ارزش های الهی و اخلاقی...

چرا دختران دبیرستانی ما امروز عاشق جاستین بیبر، خواننده حرامزاده صهیونیست آمریکایی هستند که کنسرت هایش را برهنه اجرا می کند و آرزویشان آمدن او به ایران است؟ جرا مدل مرسوم شلوار پسران ما مدل شلوار جاستین بیبر است؟ چرا دختران نوجوان ما عاشق خواننده های حرامزاده آمریکایی مثل ریحانا و شکیرا و سلنا گومز و مایلی سایرس هستند که نه تنها به ارتباط با مردان متعدد و همجنس باز شهرت دارند، بلکه در اجراهای زنده شان که فیلم هایش در فضای مجازی وجود داشته و دست به دست نوجوانان ما می چرخد این رفتارهای مستهجن را علناً و به راحتی انجام می دهند؟ چه کسی است که نمی تواند بفهمد هدف اصلی طراحان این شخصیت ها در دست گرفتن مدیریت افکار فرزندان ماست؟

حنایی که رنگ ندارد

شاید این سوال برای شما هم پیش آمده باشد که چرا مساله دینی و منطقی و در عین حال زیبا و جذابی مثل حجاب که خود، عامل مسلمان شدن بسیاری از زنان جهان است این قدر در کشور ما با آن برخوردهای بد و سلیقه ای صورت گرفته که مخاطب بی حجاب را جری کرده است؟

مشکل بی حجابی در کشور ما مشکل  نداشتن سند دینی و منطق علمی نیست، حتی مشکل عدم پذیرش حرف حق از جانب مخاطبان بی حجاب نیست، بلکه تمام مشکل به یک نقطه ضعف بر می گردد و آن عدم رفتارهای صحیح راهبردی بر گرفته از شناخت واقعیت ها و شرایط و آگاهی درست است در موضوع حجاب، هم منطق ما قوی و قابل پذیرش است و هم مخاطب آن را به راحتی می تواند بپذیرد البته اگر گوش کند نکته همین جاست اگر گوش کند و مشکل اینجاست که نمی خواهد گوش کند.

به محض این که بفهمند مستقیم یا غیرمستقیم شما می خواهید در مورد موضوعی به نام حجاب صحبت کنید دستان خود را محکم روی گوش های خود می گذارند و می روند... چرا؟

چون گوش هایشان قبلاً پر شده است پر شده از حرف های سلیقه ای، متناقض، غلط، بی منطق، تکراری و کلیشه ای، دیگر حناها رنگی ندارند از بس که جس تقلبی را به جای حنای ناب استفاده کرده ایم.

و الا منطق درون دینی و برون دینی حجاب به قدرت قوی است و میزان آرامش بخشی آن به قدری بالاست که هر شنونده ای را به زانو در می آورد.

موج کاسب کاری فرهنگی

متاسفانه از زمانی که تب (فقط تب، نه فهم) مخالفت با شخصیت های الگوساز غربی برای کودکان در کشور داغ شده، پرچم های زیادی با شعار وا اسلاما و وافرهنگا بلند شده که به بهانه احیای فرهنگ ایرانی – اسلامی در حوزه شخصیت سازی برای کودکان وارد عرصه شده اند.

اما همه این پرچم ها از سنگرهای مقدس فرهنگی سربرنیاورده اند بلکه همان طور که وقتی تب حجاب و پوشاک اسلامی بالا گرفت بسیاری افراد صرفاً با انگیزه کاسبی ولی با شعار ترویج حجاب، پرچم هایی را برافراشتند و سینه چاک تر و مدعی تر از بقیه چادرهای تنگ و کوتاه و روسری های اجق و وجق و .. را با مانکن های زنده و آرایش زننده و .. روانه بازار کردند هم اکنون هم ممکن است عده ای سوار موج شده و با شعار تولید شخصیت های ایرانی – اسلامی دانسته یا ندانسته سرنوشت ی ارزش فرهنگی که می تواند تاثیر گذار و جریان ساز بوده و آینده فرهنگی ما را تحت تاثیر قرار دهند را به بازی گیرند اما این موج سواری ها نمی تواند پایدار بماند و ممکن است پس از گذشت این تب و تاب فرهنگی ما بمانیم و خیل عظیمی از چهره های گرافیکی بر روی لوازم التحریر، چهره های گرافیکی ضعیف و بدون پشتوانه ای که جایی در ذهن و زندگی فرزندان ما باز نکند چون هیچ کدام پشتوانه، قوت فکری و علمی مقابله با شخصیت های حرفه ای  و با پشتوانه شرکت های والت دیزنی، ماتل، ام جی آی، رین بو و ... را ندارند اما اتفاق بدی که می افتد فعالیت یک عده که ممکن است در این گیرو دار پیدا شوند و بر موج سوار شده و احیاناً جیب های خود را پر کنند نیست، بلکه تغییر نوع نگاه به آینده یک جریان فرهنگی است.

برای واضح تر شدن مطلب به این مثال توجه کنید:

زمانی بود که بازی های رایانه ای در انحصار کشورهای خارجی بود و کسی تصور نمی کرد ما بتوانیم بازی رایانه ای ایرانی تولید کنید. اما به حول و قوه الهی چند سال پیش جوانان ما به تکنولوژی آن دست یافته و موجی از بازی های رایانه ای ایرانی وارد بازار شدند ورود این بازی ها اتفاق بسیار مبارکی بود که افتاد ولی اشتباه استراتژیک ما وارد کردن خیل عظیمی از این بازی ها با کیفیت فنی پایین و در مدت زمان کوتاه بود.

خانواده ها خصوصاً خانواده های مقید با خوشحالی زیاد این بازی ها را برای فرزندانشان تهیه کرده و از آن ها می خواستند که به جای مکس پین، جنگ های صلیبی،درایور، ولفن اشتاین، آی جی آی، کال آف دیوتی و ... که بازی های قوی ای بوده و جای خود را پیش فرزندان ما پر کرده بودند، از این بازی های ایرانی استفاده کنند اما وقتی بچه ها از این بازی های ایرانی استفاده کردند، با کیفیت فنی پایین کار مواجه شدند به طوری که گاهی هنگام نصب بازی یا وسط مراحل بازی کار گیر می کرد و با چند بار تماس با شرکت تولیدی هم مشکل حل نمی شد کم کم کاربرها به این نتیجه رسیدند که این بازی ها

تا به حال به عروسکی که دست دخترانتان هست توجه کره اید؟ به شباهتی که بین این عروسک ها و دختران خیابانی وجود دارد چه؟

به خوبی بازی های خارجی نیستند و این حرف در میان آن ها مشهور شد که «بازی های ایرانی خوب نیستند» تبدیل شدن این فکر و این جمله به یک شعار، بزرگ ترین ضربه ای است که ما در این حوزه ها با آن مواجه می شویم.

سوار بر موج

درست است که ورود به هر عرصه جدید و دستیابی به تکنولوژی های جدید احتیاج به زمان دارد تا کم کم بتوانیم به تکنولوژی آن دست یابیم اما اگر پله های ترقی را با دقت و طمانینه بیشتری طی کنیم می توانیم مخاطب را نیز آرام آرام با خودمان همراه کنیم باعث ناامیدی و دلزدگی او نشویم تا حالا که روز به روز بازی های رایانه ای ایرانی پر محتوا و با کیفیت فنی خوب و  خوب تر وارد بازار می شوند، احتیاج به تغییر ذهنیت مخاطب برای اثبات با کیفیت بودن این محصولات نداشته باشیم.

تنها مشکل در این بود که زمانی که عطش پذیرش این بازی ها در جامعه وجود داشت با دست پاچگی و عجله خواستیم آن را با حناهای بی رنگ و کم رنگ پر کنیم و مثل همیشه عده ای فرصت را مغتنم شمرده و می خواهند از عطش بازار استفاده کنند تا به کاسبی خود بپردازند.

به این می گویند موج سواری، موج سواری ای که حداقل برای چند سال ما را عقب می اندازد. حالا شاید لازم باشد چند سال زحمت بکشیم تا بتوانیم ذهنیت غلطی که خودمان در ذهن فرزندانمان ساخته ایم را پاک کنیم و بار دیگر ثابت کنیم که ما می توانیم بازی کامپیوتری ایرانی داشته باشیم اما با کیفیت.هر چند مدت زمان خرابکاری و دوباره کاری ما در این حوزه خیلی خیلی کمتر از حوزه حجاب است اما در جنگ نرمی که از مهم ترین ابزارهای دشمن همین بازی های رایانه ای است این چند سال، ضرر و خسران بزرگی است.

قهرمان های ناشناس

البته درست است که در شرایطی که تصاویر شخصیت های الگوساز جبهه معارض تقریباً تمام سنگرهای فرهنگی ما را اشغال کرده اند استفاده از هر جایگزینی هر چند بی تاثیر و خنثی به جای این شخصیت ها یک گام به جلو است یک تاکتیک است، یک تاکتیک خوب، اما فراموش نکنیم که استفاده از این شخصیت های کم تاثیر و بعضاً بی تاثیر و خنثی که اکنون برای ما ضروری و حتی حیاتی است، یک تاکتیک است نه یک استراتژی مسلما وجود تصاویر قهرمانان ایرانی اسلامی مانند شهدا و رستم و ... در برابر قهرمانان جعلی و ساختگی غرب خوب و مفید است اما فرزندان ما چقدر این قهرمانان را می شناسند؟ ما چقدر در معرفی این قهرمانان ملی به فرزندانما موفق بوده ایم؟ فرزندان ما چقدر می توانند با این قهرمانان ارتباط برقرار کنند در حالی که با قهرمانان خیالی غربی زندگی می کنند؟ اصلاً مخاطب اصلی تصاویر مقدس شهدا و شخصیت های ملی و دینی چه کسانی هستند؟ کودکان؟ نوجوانان؟ دانشجویان؟

آیا کودکان از این تصاویر به جای تصاویر شخصیت های خارق العاده و هیجان انگیز کارتونی ای که دائما با انیمیشن ها و خلاقیت های آنان سر و کار دارند، استفاده خواهند کرد؟

پنگول به جای بتمن!

قطعاً استفاده از تصویر پنگول و اسکندر و بابا پنجعلی و کلاه قرمزی و ... بهتر از استفاده از تصاویر باربی و بتمن و بن تن است اما آیا هویت، جذابیت، تاثیرگذاری و قوت محتوای هدفمند بتمن و باربی و ... را می توان با این شخصیت ها مقایسه کرد؟

آیا ننه قمر می خواهد جای باربی را پر کند یا می خواهد فلاً خلاء بازار را پر کند؟ چه شخصیتی قرار است جایگزین باربی و امثال او شود؟

استراتژی ما چیست؟

اگر امروز به دخترانمان بگوییم مثل باربی و امثال او زندگی کنید آن ها دقیقاً می دانند که چه باید بکنند آن ها می دانند مثل باربی زندگی کردن یعنی لباس های نیمه برهنه و گران قیمت داشتن، یعنی رقصیدن و آواز خواندن و دوست پسر داشتن و در رفاه و لذت زندگی کردن ( که در زندگی این شخصیت ها هیچ چیز بالاتر از این نیست) و ... اما اگر به دخترانما بگوییم مثل دارا و سارا زندگی کنید می فهمند یعنی چه؟ یعنی لباس محلی پوشیدن؟ یعنی لباس کردی و گیلکی و پوشیدن؟ مثل ننه قمر زندگی کردن یعنی چه؟ یعنی دولا دولا راه رفتن و اصفهانی صحبت کردن؟

مثل باربی و تینکربل و برتز و وینکس و .. زندگی کردن یعنی اعتقاد به جن و پری و جادو و پسرخانه اسکندر و ارسطو و کلاه قرمزی و .. چه تاثیری روی باورهای اعتقادی فرزندان ما دارند؟

اگر به پسرها بگوییم مثل بتمن و سوپرمن و اسپایدر من زندگی کنند می دانند یعنی چه؟ یعنی خشونت، خونریزی یعنی جادو و یعنی توهم و توقع داشتن توانایی های خارق العاده به هر قیمتی یعنی داشتن دوست دختر زیبای برهنه با آرایش غلیظ و بوسیدن و رقصیدن با او... اما مثل بابا پنجعلی و نقی و آقای همسایه و پنگول زندگی کردن یعنی چه؟ آیا حرف و پیام ما در قالب شخصیت های  ایرانی – اسلامی در این شخصیت ها متجلی شده است؟ اگر شخصیت هایی مثل ثنا و ثمین و سینا که در تصاویر 2 بعدی شان زندگی ایرانی – اسلامی قابل الگوپذیری وجود دارد هم قرار باشد صرفاً تصاویر گرافیکی 2 بعدی آن هم فقط روی لوازم التحریر باقی بمانند و داستان و سبک زندگی انیمیشن و لوازم جانبی دیگر آن ها وارد بازار نشود، نه تنها ماندگار نخواهند ماند بلکه به عنوان یک تجربه پر محتوا اما ابتر و ناموفق، علت تاثر و از بین رفتن انگیزه کار کردن آیندگان در این حوزه خواهد شد.

قارچ هایی به اسم شخصیت

آیا ما نمی توانیم این تفاوت ها را درک کنیم یا نمی خواهیم؟ و می خواهیم با نشان دادن سیل بزرگی از انواع شخصیت هایی که بعضاً یک شبه درست شده اند دلمان را خوش کنیم و خودمان را گول بزنیم که توانسته ایم در عرض چند روز در برابر شخصیت های

بیایید دست پاچگی و بی دقتی ها و بی سلیقگی هایمان فرصت ها را نسوزانیم برگه های برنده را از دست ندهیم و آینده این عملیات مهم و تاثیرگذار فرهنگی را مبهم نکنیم

خارجی که برای هر کدامشان کارشناس و رواشناس، جامعه شناس و هزاران فرد متخصص دیگر سال های سال زحمت کشده و میلیاردها میلیارد دلار برای آن هزینه کرده اند شخصیت تولید کنیم؟ خنده دار ترین قسمت کار اینجاست که تعداد شخصیت های خاص تولید شده توسط دنیا غرب با تمام قدرت و ظرفیت و تجربه اش به تعداد انگشتان دست است و ما در همین مدت کوتاه چندین شخصیت ساخته و دائماً در حال ساختن شخصیت های جدیدتر هستیم و برخی متولیان فرهنگی اعلام می کنند که تا می توانید شخصیت بسازید!

اما غافل از این که این شخصیت های قارچی تنها کف روی آب خواهند بود که توان شخصیت سازی ما را به سخره گرفته اند، آیا رسانه ملی قدرت تحلیل این حقایق را ندارد یا می خواهد در اوج بالا گرفتن تب لوازم التحریر، آنتنش را پر کند که بگوید ما هم کار کردیم؟ آیا ما واقعاً تفاوت یک شخصیت هویت ساز و الگوساز با یک سری تصاویر صرفاً گرافیکی یا یک سری شخصیت های طنز کارتوی را نمی فهمیم؟

مشکل این نیست که از این شخصیت ها و تصاویر استفاده می کنیم، مشکل اینجاست که نگاهمان به استفاده از این تصاویر، نگاه تاکتیکی نیست بله! بازار را باید با این ها نگه داشت باید آن قدر تصاویر این ها را گذاشت و بازار را با این ها پر گرد تا تصاویر شخصیت های غربی نباشد، اما به عنوان یک تاکتیک، تا زمان را بخریم تا عقب افتادگی هایمان را جبران کنیم تا فرصت ها را بخریم و در این فرصت نگه داشتن بازار برویم شخصیت تولید کنیم شخصیت هایی که در برابر شخصیت های غربی، حرف هایی برای گفتن داشته باشند همان طور که انقلاب اسلامی حضرت روح ا... برای تمام جهان حرف های گفتنی ای داشته و دارد و جهان بینی و نوع نگاه مردم دنیا را تحت الشعاع قرار داده است.

بیایید با دستپاچگی و بی دقتی ها و بی سلیقگی هایمان فرصت ها را نسوزانیم و برگه های برنده را از دست ندهیم و آینده این عملیات مهم و تاثیرگذار فرهنگی را مبهم نکنیم.

منبع:سراج24


یکشنبه 26 شهریور 1396 08:09 ب.ظ
Amazing things here. I'm very satisfied to look your article.
Thanks so much and I'm taking a look forward to contact you.
Will you kindly drop me a mail?
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:08 ب.ظ
Greetings from Florida! I'm bored at work so I decided to check out your site on my iphone during
lunch break. I really like the info you provide here and
can't wait to take a look when I get home. I'm amazed at how
quick your blog loaded on my cell phone .. I'm not even using
WIFI, just 3G .. Anyhow, awesome site!
یکشنبه 20 فروردین 1396 03:33 ب.ظ
wonderful points altogether, you just won a logo new reader.
What might you suggest about your submit that you made some days in the past?
Any positive?
جمعه 11 فروردین 1396 09:13 ب.ظ
Hey very nice website!! Man .. Beautiful .. Wonderful ..
I will bookmark your blog and take the feeds additionally?

I'm glad to search out numerous helpful information right here within the submit,
we'd like work out more strategies on this regard, thanks
for sharing. . . . . .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
کدنویسی و گرافیک : شهدای کازرون
Web Template By : 1100Shahid.ir