بسم الله الرحمن الرحیم ♥ امر به معروف ،،، نهی از منکر ♥ - غیرت...؟ كیلویی چند...!
.................. به وبلاگ امر به معروف و نهی از منكر خوش آمدید///شادی ارواح معظم شهدا (خصوصا شهدای امر به معروف) صلوات................حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 
غیرت...؟ كیلویی چند...!
نویسنده : | تاریخ : 05:09 ب.ظ

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مودبانه گفت :
ببخشید آقا! من می توانم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد
مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ....
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد
خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی باشین ، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنند و لذت می برند، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم
مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...
بله ، علمای اخلاق هم غیرت را حمیّت، یعنی تلاش در نگهداری آنچه حفظش ضروری است معنی کردند غیرت یعنی ، نگهداری کنیم از چیزی که دوستش داریم و برای ان ارزش قائلیم
  ، این صفتی است که در دین مبین اسلام بسیار تاکید شده و سیره پیامبران و امامان معصوم (علیه السلام)  بوده است.

 در تاریخ داریم که حضرت ابراهیم به داشتن غیرت ناموسی معروف بود و در مورد حفظ عفت بسیار حساس بود امام باقر (علیه السلام ) فرمودند :« روزی عزرائیل  به صورت جوانی وارد خانه ابراهیم (علیه السلام) شد، ابراهیم (علیه السلام) وقتی که او را دید او را نشناخت، نزد او آمد و با تندی به او گفت: «با چه اجازه ای وارد خانه من شده ای؟» او گفت: با اجازه خدا ، آنگاه خود را معرفی کرد، و گفت من از سوی خداوند مأمور شده ام تا مقام خلیل (دوست خالص خدا) را به تو بدهم. ابراهیم خوشحال شد»[1] سیره معصومین بدین شکل بوده است که به ناموس خود حساس بودند از هر گزندی ناموس خود را حفظ می‌کردند .
خداوند حضرت ایوب (علیه السلام) را به انواع بلاها
  امتحان کرد و حضرت صبر کردند و از همه‌ی امتحان ها  رو سفید بیرون امد تا کار به جای رسید که همسرش برای امرار معاش زندگی ، گیسوان خود را فروخت ، وقتی حضرت از ان  مطلع گشت بسیار ناراحت شد به طوری که از همه بلاهای سابق  این گونه ناراحت نشده بود رو به خدا کرد با دلی شکسته  و حالی زار به خدا عرضه داشت :
 « خدایا مرا به انواع بلاها مبتلا نمودی، صبر کردم، و سپاس گزاری نمودم، ولی کار به جایی رسیده که همسرم گیسوانش را فروخته، این مصیبت قابل تحمّل نیست(غیرتم مانع از آن است که بتوانم تحمّل کنم) خدایا لطفی کن. ناگاه ندایی شنید که پای خود را بر زمین بکوب، که این چشمه آبی خنک برای نوشیدن و شستشو است، او چنین کرد، خود را در آن آب شستشو داد، در همان لحظه همه بلاها بر طرف شد، و ایوب غرق در نعمت های سرشار الهی گردید » [2]
رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمود : « آگاه باشید كه خداوند، محرمات را حرام و حدود را وضع كرد و هیچ كس غیورتر از خدا نیست كه از روی غیرت، زشتیها را حرام كرده است»[3]
  در واقع خداوند حدودی برای اعمال انسان وضع کرده است که انسانها را با عمل به ان به مرحله رشد و تکامل  برساند که غیرت داشتن هم یکی از ان احکام است تا انسان به کمالات دست پیدا کند .
البته غیرتی بودن
  فقط برای مسلمانان نیست در تمدن های گذشته هم وجود داشته است که از سنگ نوشته ها کشف شده است که در زمان قدیم این صفت در بین مردم ساری و جاری بوده است ،[4]  این مطلب هم فراموش نشود که در هر کاری افراط و تفریط نشود که بعضی ها به عنوان ازادی ،  بی حجابی و بی غیرتی در جامعه رواج دهند که موجب بی حیایی و نابودی غیرت انسانی و دینی شود که امام علی (علیه السلام ) می فرماید: «ای مردم عراق، خبر دار شدم که زنان شما در خیابان ها به مردان تنه می زنند، آیا حیا نمی کنید»[5]
و از طرف دیگر زنان را نباید از اجتماع دور کرد و در خانه زندانی کرد که از ارزش انها کاسته شود و کم اهمیت جلوه داده شوند بلکه باید
  در اجتماع و محیط علمی و در محیط های که در شان آنهاست وارد شوند  که حضرت علی (علیه السلام) میفرماید : « بپرهیزید از غیرتمندی ، در غیر موضع غیرت (افراطی گری و سخت گیری های نابجا) که همانا این، زن پاک و صحیح را به مریضی و آلودگی فرا می خواند »[6 ]
اسلام اعتدال در رفتار را می‌پذیرد نه افراط قابل قبول است نه تفریط ، و عدم اعتدال باعث از سقوط بنیان بشر می‌شود در کربلا وقتی که به خیمه ها حمله شد امام حسین (علیه السلام ) فرمودند « شما با من سر جنگ دارید چرا نادانان شما به خیمه ها حمله کردند» [7] امام در اوج جنگ متوجه خیمه هم
  بودند تا ناموس خودش را حفظ کند ، یا زینب کبری (سلام الله علیها) مجلس یزید جواب دشمنان را دادند و سخنرانی کردند و امام سجاد (علیه السلام ) جلوی سخنرانی را نگرفتند بلکه در اینجا اجازه دادند، در غیرت داشتن نه افراط پذیرفته است که تفریط ،  بلکه باید اعتدال داشت .

------------------
پی نوشت :
1-
  اقتباس از بحار، ج 12، ص 5 و 13
2-
  اقتباس از لئالی الاخبار، ج 1، ص 265
3-
  بحارالانوار، ج 76، ص 322 [«اَلا وَ اِنَّ اللهَ حَرَّمَ الْحَرامَ وَ حَدَّ الحُدودَ وَ‌ ما اَحَدٌ اَغْیَرَ مِنَ اللهِ وَ مِنْ غَیْرَتِهِ حَرَّمَ الْفواحِشَ»]
4-
  مانند سنگ تراشه های موجود در تخت جمشید
5-
  الکافی، ج ‏5، ص 537
6-
  نهج البلاغة، ص 405
7-
 
اللهوف، ص 120


کدنویسی و گرافیک : شهدای کازرون
Web Template By : 1100Shahid.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات